خرید بک لینک

در جزیرهای سه راهب میزیستند که چنان ساده دل بودند که تنها دعایشان این بود که:« تو یگانهیی و ما سه گانه.به ما مرحمت فرما.» و از طریق همین دعای ساده معجزههای عظیم رخ میداد.اسقف محلهشان که این را میشنود تصمیم میگیرد به دیدنشان برود تا شیوه دعای رسمی و اصولی را به آنها بیاموزد.به جزیره میآید و به راهبان میگوید نیایش آنها فاقد منزلت ربانی است،و دعاهای متعارف را به آنها تعلیم میدهد.آنگاه اسقف سوار قایق آنجا را ترک میکند.بین راه میبیند نوری به دنبال قایق میآید.وقتی نور نزدیک میشود مشاهده میکند سه راهب دست یکدیگر را گرفتهاند و در حالی که بر آب راه میسپرند به سوی قایق او میآیند.وقتی سه راهب به اسقف رسیدند گفتند:« دعاهایی که به ما تعلیم دادید فراموش کردیم.به همین دلیل شتابزده برگشتیم تا دوباره آنها را برایمان تکرار کنید.اسقف با بهت و حیرت سر تکان داد و گفت:« عزیزان،به همان دعای پیشین خود ادامه دهید!» ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 22:25

صفحه بندی